الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
17
الغدير ( فارسى )
معاويه و پيروان امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام معاويه پيوسته در تحكيم فرمانروايى خويش به هرخيانت بزرگى دست مىزد ، از انجام كارهاى ناشايست پروا نداشت ، هرفاجعهاى را آسان مىگرفت و به ريختن خون پيروان و شيعيان امام على عليه السّلام در قلمرو حكومت خود خو كرده بود . مال و جان و ناموس شيعيان را مباح مىشمرد و فرزندان و كودكانشان را به قتل مىرساند ، حتى زنان هم از كشتار او مستثنى نبودند ، در حالى كه صاحب رسالت صلّى اللّه عليه و آله آنان را بزرگ داشته بود . « 1 » فرض كنيد كه اين بزرگداشت و سفارش شيعه ، از جانب پيامبر صادر نشده و روايت آن به پسر هند جگرخوار نرسيده باشد ، آيا معاويه و طرفدارانش از قلمرو اسلام كه طبق كتاب و سنت رسول مال و جان مردم را محترم شمرده ، خارج بودند ؟ آيا شيعيان گناه نابخشودنى داشتند ؟ آيا لغزش آنان ، جز اين بود كه به دوستى امامى دل بسته بودند كه همهء مسلمانان بر خلافت او اجماع داشتند و پيامبر نيز امّت را طبق كتاب آسمانى قرآن به ولايت و دوستى او برانگيخته بود ؟ آيا پسر صخر از چيزى آگاهى داشت كه مسلمانان از آن بىاطلاع بودند ؟ آيا او به احكام كتاب آسمانى و سنت آگاهتر از همهء مسلمانان بود ؟ يا
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 78 .